ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

61

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) طور اتفاق و هماهنگى با دشمنى جهاد نخواهيد كرد و چنان گرفتار تفرقه خواهيد شد كه از يك ديگر پراكنده شويد و در اين هنگام ميان انگشتان خود را گشود سپس اين آيه را خواند : « اى گروه باز ندارد شما را خلاف من از اينكه برسد به شما مانند آنچه رسيد به قوم نوح يا قوم هود يا قوم صالح و قوم لوط از شما دور نيست . » [ 1 ] گويد : عثمان كسى را پيش عبد الله بن سلام فرستاد و گفت : عقيدهء تو چيست چه كنم ؟ گفت : خوددارى از درگيرى ، و خويشتن دارى كه براى تو برهان و دليل روشن است . واقدى از عبد الرحمن بن ابو زياد ، از ابو جعفر قارى آزاد كردهء مخزومى ابن عباس نقل مىكند كه مىگفته است * مصريهايى كه عثمان را محاصره كردند ششصد نفر بودند و سالارى ايشان بر عهدهء عبد الرحمن بن عديس بلوى و كنانة بن بشر بن عتّاب كندى و عمرو بن حمق خزاعى بود و آنان كه از كوفه آمده بودند دويست تن بودند و سالارشان مالك اشتر نخعى بود و كسانى كه از بصره آمده بودند يكصد تن بودند و سالارشان حكيم بن جبلة عبدى بود و همگان در بدى و شر متفق بودند . گروهى از مردمان سفله هم كه عهد و پيمان ايشان سست شده بود به آنان پيوستند ، اصحاب پيامبر ( ص ) هم كه از يارى عثمان دست برداشتند همگى از فتنه و آشوب پرهيز داشتند ولى خيال مىكردند كه موضوع به كشته شدن عثمان منجر نخواهد شد بعد هم از كوتاهى خود در نصرت عثمان پشيمان شدند و به خدا سوگند اگر يكى از اصحاب پيامبر در آن مورد اقدام مىكرد ، حتى مشتى خاك بر چهره محاصره كنندگان مىپاشيد همگى در كمال تحقير باز گشته بودند . واقدى از حكم بن قاسم ، از ابو عون آزاد كردهء مسور بن مخرمة نقل مىكند كه مىگفته است * مصريها نخست از كشتن عثمان خوددارى مىكردند و نمىخواستند خونريزى كنند ولى هنگامى كه نيروهاى امدادى براى ايشان از عراق يعنى كوفه و بصره و شام رسيد ، قوىتر شدند و چون به آنان خبر رسيد كه لشكرهايى براى يارى عثمان از سوى ابن عامر امير عراق و عبد الله بن سعد امير مصر مىآيند گفتند بايد پيش از آنكه آنان به مدينه رسند كار عثمان را تمام كنيم . واقدى مىگويد ابو بكر بن عبد الله بن ابى سبرة ، از عبد المجيد بن سهيل ، از مالك بن ابى عامر نقل مىكرد كه * سعد بن ابى وقاص از خانهء خود بيرون و پيش عثمان آمد و عثمان

--> [ 1 ] . آيهء 89 سورهء يازدهم - هود . - م .